خانوادهای که یک نفر معتادش باشد، میداند که یکی از سختترین لحظات زندگیاش کِی است: وقتی میخواهد آن یک نفر را راضی کند که کمک بگیرد.
شاید ده بار گفتید. شاید گریه کردید. شاید تهدید کردید. شاید التماس کردید. و هنوز نتیجهای نگرفتید. این مقاله برای همین لحظه نوشته شده.
فهرست مطالب
Toggleقبل از اینکه بخواهید کسی را متقاعد کنید، باید بدانید که در ذهن او چه میگذرد. اعتیاد یک بیماری مغزی است، نه یک تصمیم اشتباه که آدم بتواند با ارادهاش آن را پس بگیرد.
مغز فرد معتاد تحت تأثیر مواد، دچار تغییراتی شده که یکی از اصلیترین پیامدهایش این است: باور به اینکه مشکلی وجود ندارد. به این حالت در پزشکی «انکار» میگویند. انکار یعنی فرد واقعاً باور دارد که میتواند هر وقت بخواهد ترک کند، یا اینکه اصلاً وضعش آنقدرها بد نیست.
علاوه بر انکار، دو موضوع دیگر هم باعث مقاومت میشود:
ترس از خماری. کسی که یکبار درد ترک را تجربه کرده، به شدت از تکرارش میترسد. این ترس کاملاً واقعی است و نباید نادیده گرفته شود.
ترس از قضاوت. بسیاری از معتادان میدانند که اگر برای درمان برند، باید رو به روی خانواده، دوستان و اجتماع، معتاد بودنشان را بپذیرند. این برایشان بسیار سنگین است.
وقتی این سه عامل را بشناسید، میفهمید که چرا برخوردهای معمول خانوادهها جواب نمیدهد.
بیشتر خانوادهها با نیت خیر کارهایی میکنند که نهتنها کمکی نمیکند، بلکه وضع را بدتر میکند.
تهدید بدون عمل. «اگر ترک نکنی از خانه بیرونت میکنم.» اگر این تهدید را ده بار گفتید و عمل نکردید، دیگر هیچ اثری ندارد. فرد معتاد یاد گرفته که این حرفها عواقبی ندارند.
گریه و التماس. احساس گناه ممکن است در لحظه اثر بگذارد، اما به تنهایی هیچوقت کافی نیست. فرد معتاد احتمالاً بعد از آن گریه، یک مصرف دیگر میکند تا همان احساس گناه را خاموش کند.
بحث در لحظه مصرف. مغز تحت تأثیر مواد، توانایی منطقی فکر کردن ندارد. هر بحثی در آن لحظه بینتیجه است و فقط به رابطه آسیب میرساند.
پنهانکاری. بعضی خانوادهها اعتیاد را از بقیه مخفی میکنند تا آبرو نریزند. این کار ناخواسته به فرد معتاد کمک میکند که بدون عواقب اجتماعی به مصرف ادامه دهد.
اگر تصمیم گرفتید با عزیزتان صحبت کنید، زمان و شکل آن مکالمه اهمیت بسیار زیادی دارد.
چه وقت صحبت کنید؟ وقتی که:
چطور صحبت کنید؟ با «من» شروع کنید، نه با «تو». تفاوت این دو جمله را ببینید:
«تو داری خودت را نابود میکنی.» — این جمله دفاعیاش میکند.
«وقتی میبینم این وضع رو داری، نگرانتم. دوستت دارم و نمیخوام از دستت بدم.» — این جمله در را باز میکند.
از گذشته حرف نزنید. از تمام اتفاقات بدی که افتاده فهرست نکنید. فقط درباره الان صحبت کنید و اینکه چه آیندهای میخواهید داشته باشید.
یکی از اشتباهات رایج خانوادهها اینه که فکر میکنند صحبت کردن یعنی حرف زدن. اما مهمترین کاری که میتوانید بکنید این است که بشنوید.
بپرسید: «چرا ادامه میدی؟ مواد چه چیزی بهت میده که بدونش مشکله؟»
شاید از جوابهایی که میشنوید تعجب کنید. شاید بگوید که با مواد درد فراموش میشود. شاید بگوید فقط وقتی مصرف میکند احساس آرامش دارد. شاید از چیزی بترسد که شما تا حالا نمیدانستید.
این اطلاعات قیمتی هستند. نشان میدهند که مشکل واقعی کجاست.
وقتی فرد احساس کند که واقعاً شنیده میشود و قضاوت نمیشود، احتمال اینکه در مورد کمک گرفتن فکر کند، چند برابر میشود.
این شاید سختترین بخش کار باشد.
مرزگذاری یعنی مشخص کردن اینکه شما چه کاری نخواهید کرد. نه اینکه عزیزتان را ترک کنید، بلکه اینکه دیگر برخی چیزها را تحمل نمیکنید.
مثالهای مرزگذاری درست:
و مهمتر از همه: وقتی مرزی گذاشتید، به آن عمل کنید.
مرزگذاری به معنی بیرحمی نیست. یعنی اینکه دیگر حاضر نیستید بخشی از مشکل باشید.
خیلی از خانوادهها ناخواسته با پرداخت پول، دروغ گفتن به دیگران به جای فرد معتاد، یا نادیده گرفتن مشکل، به ادامه اعتیاد کمک میکنند. به این کار در اصطلاح تخصصی «تسهیلگری» میگویند. قطع تسهیلگری، اولین قدم برای کمک واقعی است.
وقتی فضای مکالمه درست شد، میتوانید موضوع کمک گرفتن را مطرح کنید.
اما چطور؟
نه با اینکه بگویید «باید بروی کمپ.» بلکه با اینکه بگویید «میخوام باهم یه راه پیدا کنیم. میخوای با هم برویم پیش یک متخصص فقط برای صحبت؟»
چند نکته مهم:
گزینهها را از قبل آماده کنید. وقتی پیشنهاد میدهید، آماده باشید که اطلاعات داشته باشید. اگر از کمپ حرف میزنید، بدانید که کجاست، چه خدماتی دارد، چقدر طول میکشد و چه امکاناتی دارد. ابهام، ترس ایجاد میکند.
نگرانیهایش را جدی بگیرید. اگر گفت میترسد از خماری، توضیح دهید که در کمپهای معتبر مثل کمپ ترک اعتیاد جمشیدیه، این مرحله تحت نظر پزشک و با کمترین درد ممکن انجام میشود. اگر از قضاوت دیگران میترسد، بگویید که اطلاعات درمانی محرمانه است.
کوچک شروع کنید. به جای اینکه بگویید «باید بستری بشوی»، بگویید «فقط یک بار با مشاورشان صحبت کن. هیچ تعهدی لازم نیست.» وقتی قدم اول برداشته شود، بقیه راحتتر است.
احتمالاً اولین بار که این مکالمه را انجام میدهید، جواب «نه» میشنوید. این طبیعی است.
تحقیقات نشان میدهد که اکثر معتادان قبل از اینکه بهطور جدی برای درمان اقدام کنند، چندین بار در موردش فکر میکنند. هر مکالمهای که انجام میدهید، یک دانه میکارد.
بعد از «نه» شنیدن، این جمله را امتحان کنید: «باشه، قبول میکنم. ولی میخوام بدانی که هر وقت تصمیم گرفتی، من اینجام و کمکت میکنم. فقط یه زنگ بزن.»
این جمله در را باز نگه میدارد.
اگر مکالمههای دوطرفه جواب نداده، یک روش تخصصیتر وجود دارد که به آن «مداخله» میگویند.
در مداخله، چند نفر از اعضای خانواده و نزدیکان در یک جلسه سازمانیافته، هر کدام به نوبه خود از تأثیر اعتیاد بر زندگی خودشان صحبت میکنند و از فرد میخواهند کمک بگیرد.
مداخله اگر درست انجام شود، میتواند بسیار مؤثر باشد. اما به هیچ وجه آن را بدون آمادگی و راهنمایی متخصص انجام ندهید. مداخله بدون آمادگی میتواند فرد را به شدت دفاعی کند و ارتباط را برای مدت طولانی قطع کند.
کمپ ترک اعتیاد جمشیدیه در این مسیر به خانوادهها مشاوره میدهد و میتواند کمک کند که این مرحله را درست طی کنید.
یک واقعیت سخت: شما نمیتوانید کسی را مجبور به ترک کنید. نهایتاً این تصمیم اوست.
اما میتوانید محیطی بسازید که این تصمیم را آسانتر کند.
در این مسیر، از خودتان هم غافل نشوید. زندگی با یک فرد معتاد فرسایشی است. بسیاری از خانوادهها خودشان دچار اضطراب، افسردگی و فرسودگی میشوند.
گروههای حمایتی خانواده معتادان، مشاوران متخصص و جلسات NA-Anon فضاهایی هستند که میتوانید در آنها با آدمهایی که دقیقاً همین مسیر را طی کردهاند صحبت کنید. تنها نمانید.
متقاعد کردن یک فرد معتاد برای ترک، یک لحظه نیست. یک فرآیند است.
آنچه واقعاً کار میکند:
و وقتی آماده شدند، یک تیم متخصص داشته باشند که منتظرشان باشد.
کمپ ترک اعتیاد جمشیدیه با بیش از یک دهه تجربه در درمان اقامتی، نهتنها آماده است که با بیمار کار کند، بلکه از همین ابتدا کنار خانواده میایستد. یک تماس برای مشاوره رایگان، اولین قدم میتواند باشد.